جستجو در وبلاگ:

روزنوشت هاي حاج عماد

6

۸ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۱:۴۱

● لينک‌های روزانه بايگانی
بلاگ اسپورتس ، وبلاگي صرفاً ورزشي
بيانيه سايت هواداران پرسپوليس
شماره هشتم نشريه ارتش سرخ منتشر شد
مقاله حاجيت در مورد بوشهر !
ويژه نامه نوروزي 7 سنگ منتشر شد

وبلاگر هاي رفيق رفقا
◊امين دشتي
ابوذر صغيري
گندمين
ناکو
فرزاد دشتي
امين
حسين زيارتي
افشين
ابرام شاطر !
آقا اسماعيل
پويا دريادل
مهستا
شکوفه ياس
پريا حميدي
رويو از بلاد کفار !
فرخ
ابريمو فرام دير سيتي
حسين فخرايي
آسمان کبود
مرمر
نازي
فريد يوسفي
علي هوشمند
بابک شاکر
اشک و لبخند
تل عاشقون
انيس
در جدال با خاموشي
زلال پرست
◊ شبگرد تنها
دختر گل
صدف دريا


بقيه رفقا
گندمزار
◊ ياشا آنلاين
◊ حاج اسير
◊ نصرالله سکرتر
◊ هدي
◊ نويد خادم
◊ لات جوانمرد
◊ حديث دل بردگي
◊ سعيد ملواني
◊ اسي اونلي رد
◊ بهزاد بيگلربگيان
◊ آيدين
◊ ممد کيسه

● لينک‌های ورودی

آمار بازديدکنندگان
امروز: ۲۸ بازديد
ديروز: ۴۲۱ بازديد
اين ماه: ۲۹۷۳ بازديد
از ابتدا: ۶۶۵۳۱۰ بازديد

۲۷ مرداد ۱۳۸۷ .
يا مهدي ... . عمومي

چقد ديشب بوشهر قشنگ بود و نوراني . كارناوال هاي شادي به مناسبت نيمه شعبان و سالروز ولادت مهدي موعود ( عج ) چهره شهر رو دگرگون كرده بود . ايستگاه هاي صلواتي و شربت دادن به مردم و صداي مولودي و آهنگ هاي شاد
همه خود جوش و مردمي به خيابون ها ريخته بودن و با برپايي جشن و مراسم شاد ،  سالروز ميلاد مهدي فاطمه رو گرامي داشتن . تو صورت همه اخلاص رو ميشد ديد

يا امام زمان ! انتظار هم از نيامدنت بي تاب شد . اي كاش كه بيايي

 

نظرات (۹) ساعت ۱۲:۰۱ لينک
۱۸ مرداد ۱۳۸۷ .
كله ، دريا ، آب بيني ، گربه ، قطبي ، دايي ، خدا و ... . عمومي

به پيشنهاد پسر خاله هاي باحال و برادران گرام ، جاتون خالي امروز صبح علي الطلوع رفتيم دريا شنا كرديم در حد تيم ملي شناي اعزامي به مسابقات المپيك . البته بماند كه گاهي اوقات به لطف تلاش مكرر عزيزان همشهري ، توده هاي پر ملات آب بيني شناور بر آب هاي خليج هميشه فارس ، ‌فضاي عرفاني و دلپذيري را رقم ميزد ولي ما دلسرد نشده و كماكان به انجام انواع شنا اعم از كرال عقب و جلو ، پروانه ، قورباغه سگي و ... ادامه ميداديم .

سپس از آنجايي كه محلي كه ما براي شنا كردن انتخاب كرده بوديم ( آب شيرين كن ) هيچگونه دوشي موشي چيزي نداشت من و برادر عزيزم و پسر خاله هاي گرام بعد از رايزني هاي مكرر با باغبان مهربان پارك دانشجو ، شلنگ آب را گرفته و در فضاي باز و در معرض ديد همگان در حالي كه يك مايو به تن داشتيم و ديگر هيچ ، خود را شست شو داديم به شكل بسيار پسنديده اي .
آقا بعدش رفتيم چي ؟‌ آره داداش كله پاچه ... چهار نفر آدم دو تا كله كامل . نفري 2 ،‌ 3 نون تيليت كرديم و زديم تو رگ به ياد اوان جواني .  جووني كجايي كه يادت بخير ...

خوب بود و دلنواز . با پسر خاله ها خوش ميگذره و تك تك اين خاطرات خوب با هم بودن همه ماندني ميشه بر خلاف بعضي دوستان قديمي كه حافظه كوتاه مدتي دارند و زود فراموش مي كنند !
اين بود يك صبح جمعه دلنشين ...

پ ن 1 : ‌قطبي جونم ديشب اومده بود برنامه نود . حال كردم . هر برنامه تلويزيوني كه مياد ، كلاس آموزش ادب و متانت و شعوره . به آقاي علي دايي سرمربي تيم ملي كه پس از لابي هاي مستمر با خدا ، به اين سمت منصوب شده ،  پيشنهاد ميكنم هفته اي دو سه جلسه هر جلسه به مدت 2 ساعت در محضر افشين امپراتور بشينه و مكارم اخلاقي و مراتب شعور ياد بگيره . انشالله همه به راه راست هدايت شوند !

پ ن 2 :‌ وبلاگم از هاست خرابو به هاست خوبو انتقال داده شد . ديگه مشكل كندي سايت كلاً بر طرف شد .  جا دارد از شبكه اينترنت خليج فارس آنلاين كمال تشكر را داشته باشم .

 

نظرات (۱۴) ساعت ۰۹:۴۴ لينک
۱۵ مرداد ۱۳۸۷ .
... . عمومي

تو دوران نومزدنگمون با توجه به اينكه من بوشهر بودم و حاج خانوم تهران تشريف داشتند و گاه گداري دوري و نا رفيقي دنيا ‌(!‌) بهم  فشار مي آورد ، بهترين تسكين و آرامش بخشم  ، ‌آهنگ (( سلطان قلب ها ))‌ بود  يادش بخير ...

((‌ اكنون اگر از تو دورم به هر جا به هر جا ،‌ بر يار ديگر نبندم دلم را دلم را ، اي يار زيبا ))

چقد زود گذشت . اون موقعا هر چي حقوق مي گرفتم ، فرتي ميرفتم بليط ميگرفتم و سوار هواپيما ميشدم و مي رفتم تهران .  دست حاج خانوم رو مي گرفتيم ميرفتيم رستوران ، پارك ساعي ، كافي شاپ ديدنيها ، سينما استقلال ، كوچه پس كوچه هاي وليعصر و قدم زدن هاي طولاني زير بارون و برف ، دربند ،  آب انار محمد و ... كسي هم نبود كه فرداش راپورتمون رو به خونواده بده كه اي واي پسرت با يه دختري بود واي واي نعوذبالله دست هم گرفته بودن و كافي شاپ مي خوردن

عشقمون پاك بود و بي ريا  ... هنوز كه هنوزه نامه هاي قديمي كه براي همديگه مي نوشتيم رو كه مي خونم برام تازگي داره . خوبه كه عشقمون كهنه نشده ...

خوب دوستان ! هدف از داستان هوق آور و حال بهم زن بالا ، اين بود كه بگم امشب سالگرد عروسي من و حاج خانومه . تالار ساقدوش - هروي - تهران ! ... يه سبد گل رز به ياد اولين روز آشناييمون تقديم به حاج خانوم مهربون و با معرفتم . ايشالله هميشه شاد و سر زنده باشه و هواي شوهرش هم داشته باشه !! ( خوب مي بينم كه رسماً كيبورد كامپيوترتون رو سبز رنگ كردم واقعاً شرمنده ام  )

خدايا تموم دل هاي عاشق رو به هم برسون ...

 

نظرات (۱۳) ساعت ۱۷:۲۳ لينک
<< صفحه بعدی صفحه قبلی >>
● موضوعات
ورزشي
عمومي

بايگانی
مرداد ۱۳۸۷
تير ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
ارديبهشت ۱۳۸۷
فروردين ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آذر ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهريور ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
تير ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
ارديبهشت ۱۳۸۶
فروردين ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
آبان ۱۳۸۵
مهر ۱۳۸۵
شهريور ۱۳۸۵
مرداد ۱۳۸۵
تير ۱۳۸۵
خرداد ۱۳۸۵
ارديبهشت ۱۳۸۵
فروردين ۱۳۸۵
اسفند ۱۳۸۴
بهمن ۱۳۸۴
دی ۱۳۸۴
آذر ۱۳۸۴
آبان ۱۳۸۴
شهريور ۱۳۸۴
مرداد ۱۳۸۴
تير ۱۳۸۴
خرداد ۱۳۸۴
ارديبهشت ۱۳۸۴
فروردين ۱۳۸۴
اسفند ۱۳۸۳
بهمن ۱۳۸۳
آذر ۱۳۸۳
آبان ۱۳۸۳
مهر ۱۳۸۳
شهريور ۱۳۸۳
مرداد ۱۳۸۳
تير ۱۳۸۳
خرداد ۱۳۸۳
ارديبهشت ۱۳۸۳
فروردين ۱۳۸۳
اسفند ۱۳۸۲
بهمن ۱۳۸۲

برو به تاريخ:



صفحات
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴ ۲۵ ۲۶ ۲۷ ۲۸ ۲۹ ۳۰ ۳۱ ۳۲ ۳۳ ۳۴ ۳۵ ۳۶ ۳۷ ۳۸ ۳۹ ۴۰ ۴۱ ۴۲ ۴۳ ۴۴ ۴۵ ۴۶ ۴۷ ۴۸ ۴۹ ۵۰ ۵۱ ۵۲ ۵۳ ۵۴ ۵۵ ۵۶ ۵۷ ۵۸ ۵۹ ۶۰ ۶۱ ۶۲ ۶۳ ۶۴ ۶۵ ۶۶ ۶۷ ۶۸ ۶۹ ۷۰ ۷۱ ۷۲ ۷۳ ۷۴ ۷۵ ۷۶ ۷۷ ۷۸ ۷۹ ۸۰ ۸۱ ۸۲ ۸۳ ۸۴ ۸۵ ۸۶ ۸۷ ۸۸ ۸۹ ۹۰ ۹۱ ۹۲ ۹۳ ۹۴ ۹۵ ۹۶

زندگي نامه

عرضم به حضورتون اينجانب عماد دشتي مي باشم متولد خرداد ۱۳۶۲ ... روز تولدم رو نميگم چون نحسه ! ... مثلاً دانشجوي عمران هستم و عاشق پرسپوليس و مخصل پرسپوليسي جماعت هم هستيم . وبلاگ نويسي رو از پرشين بلاگ جوات و بعد بلاگ اسپات و همين اواخر هم بلاگ اسکاي ... و حالا هم با کلاس شديم و رفتيم تو خط دات کام و اين جور صوبتا . اين شما و اينم نوشته هاي عماد دال !

 

ارتباط
برای تماس با نويسنده:

نام:

ايميل
وب‌سايت:
موضوع:
متن نامه:
© Copyright weblog 2003