جستجو در وبلاگ:

روزنوشت هاي حاج عماد

6

۱۸ شهريور ۱۳۸۹ - ۲۳:۲۸

● لينک‌های روزانه بايگانی
بلاگ اسپورتس ، وبلاگي صرفاً ورزشي
بيانيه سايت هواداران پرسپوليس
شماره هشتم نشريه ارتش سرخ منتشر شد
مقاله حاجيت در مورد بوشهر !
ويژه نامه نوروزي 7 سنگ منتشر شد

وبلاگر هاي رفيق رفقا
◊امين دشتي
ابوذر صغيري
گندمين
ناکو
فرزاد دشتي
امين
حسين زيارتي
افشين
ابرام شاطر !
آقا اسماعيل
پويا دريادل
مهستا
شکوفه ياس
پريا حميدي
رويو از بلاد کفار !
فرخ
ابريمو فرام دير سيتي
حسين فخرايي
آسمان کبود
مرمر
نازي
فريد يوسفي
علي هوشمند
بابک شاکر
اشک و لبخند
تل عاشقون
انيس
در جدال با خاموشي
زلال پرست
◊ شبگرد تنها
دختر گل
صدف دريا


بقيه رفقا
گندمزار
◊ ياشا آنلاين
◊ حاج اسير
◊ نصرالله سکرتر
◊ هدي
◊ نويد خادم
◊ لات جوانمرد
◊ حديث دل بردگي
◊ سعيد ملواني
◊ اسي اونلي رد
◊ بهزاد بيگلربگيان
◊ آيدين
◊ ممد کيسه

● لينک‌های ورودی

آمار بازديدکنندگان
امروز: ۶۳ بازديد
ديروز: ۶۵ بازديد
اين ماه: ۱۲۰۳ بازديد
از ابتدا: ۷۳۷۵۸۷ بازديد

۳۱ فروردين ۱۳۸۵ .
هي سکسي ليدي !! . عمومي

وويگولنزجگ يکي از بلاگر هاي هاي کلاس ، در راستاي ارسال امواج جذبه طي ايام متاخره به ملت شهيد پرور و در راستاي اينکه جديداً صاحب خانه اي شده است با دکوراسيون داخلي ملون به رنگ هاي سبز و صورتي به صورت توامان و باز هم در همان راستايي که خونه خالي ياورش استاده ولي در راستاي بي راستاي اينکه براي مالامال شدن خانه خالي از حوريان بهشتي کمي هم ( فقط کمي ) سيرت شبيه آدم هم لازم است ( ! ) ، اين وبلاگ نويس زلف پريشونمون که زلفاش روي چشماش اومده بود و اصلاً جايي رو نميديد از فرط درازي تارهاي مو ، چندي پيش در يک آرايشگاه واقع در خيابان سنگي رويت شده است که در حال اجراي مراسم (( سر خر تراشون )) بوده ...
عکاس متبحر و چيره دست ما جناب آقاي ابريمو گرمسفکي بلافاصله در محل سر خر تراشون حاضر شدند و با دوربين خدايش ، به صورت کاملاً نا جوانمردانه اي از سوژه ي مذکور تعدادي عکس گرفته اند و طي تماسي با اين حقير ( از اونجايي که بنده در اين جور زمينه هاي با پس زمينه ي شيطنت ، تابلو که نه ! بيلبورد هستم ) موضوع را به اطلاع اين حقير رسانيد .
ابريمو در مسنجر تعدادي آفلاين گذاشت براي اين بنده حقير ناچيز با اين شرح :

- ها عمادووو گرمن ها خو منم گرم بيدوم نه ! عمادوو چن تا عکس از ( ... ) گرفتوم گرم گرم . برات ميفرستم عکسا رو . برو رو کارش ( !! )

از آنجايي که اين عکاس مخفي ما از نظر آي کيو در نازل ترين سطح قابل تصور هست ، ذکر نکرده است که عکس ها کجاست ؟ آيا ايميل کرده يا نه ؟ اصلاً آپلود کرده و لينک داده به من يا نه ؟!! اصلاً عکسي هست ؟

ما هم بيخبر رفتيم رو کارش ولي هيچ خبري از عکس نشد که نشد ... ايشالله تو اولين فرصت با نهايت بي شرمي و بد ذاتي عکس ها رو از اين سوژه چشم و ابرو قشنگ اينجا پرچم مي کنم !!

 پ ن : فردا صبح هر که دارد هوس کله پاچه بسم الله ! ... مکان : خيابون عاشوري ، کله پزي مخصوص ، زمان : جمعه ساعت ۷ صبح ...

 

نظرات (۱۴) ساعت ۱۵:۲۸ لينک
۲۵ فروردين ۱۳۸۵ .
صدام کردي نگو نه ... . عمومي

عجب گوشت صورت تپلي ... عجب زبون خوشگل و درازي ... عجب مغزي ، آکبند آکبنده معلومه تو عمرش ازش هيچ استفاده اي نکرده ! حيوونه ديگه ... چشماشو نگاه کن ! اينجاس که شعر (( چشم تو رنگ عسل )) مصداق پيدا ميکنه ! واي پسر عجب آبي داره لامصب ادويه زده در حد تيم ملي ... مرداب واقعي که ميگن همينه ... صبح جمعه اصولاً بدون کله پاچه هيچه ولاغير ... مگه نه ؟! ( صداي ملت : نه ! )

آلبوم جديد ابي هم اومد ... بريد سايت ايران پرود و يه يوزر بسازين و بعد دانلودش کنين ... حال ميکنم با آلبومش . حتماً گوشش کنين ...
 (( هنا هنا خانوم هنا ، چه اسميه اسم شما ، ناز آهنگ بهااااره ... ))
 ولي در کل ابي کيلو چن ؟! موقعي که محمود جهان خواننده بود ، ابي تو زير زمين خونشون از ترس راهزنا آلبوم ميداد بيرون !

چند وقتي است تريپ صورت رو مملو کرديم از محاسن پر پشت و اينا از اين رو تو دانشگاه تو محيط شرکتي تو اجتماع همه ما رو يه نيروي ارزشي و وفادار به خون شهدا ميدونن و بعد از اين جريان موفقيت آميز اتمي ، همه با ما رو بوسي ميکردن و تبريک مي گفتن !

نفر 1 : آقا تبريک ميگم بالاخره بمب اتمي ساختيم !
نفر 2 : اورانيوم رو غني کرديم تبريک ميگم
نفر 3 : به باشگاه اتمي پيوستيم
نفر 4 : اي شيطون بالاخره کار خودتو کردي !!!

ما که نفهميديم آخرش چي به چي شد ولي خوب ما هم تبريک ميگيم ... هر چي نباشه ، نا سلامتي حق مسلم ماست ها !!

(( هنا خانوم دل من يه جاي قصه انگار ، منتظر شما بود ، پشت در باغ بهار ، اونهمه آه و انتظار ، به خاطر شما بود ))

آهاي ملت ! گوش کنين ... تولد اين امين سرباز فراري سرخاب به صورت زده ، روز 21 فروردين بود ولي تا اين بشر به من سور نداده عمراً کادوشو نميدم حالا من گفته باشم ! برين باهاش صحبت کنين اگه کادوشو ميخواد ، شرط من همينه ! ( صداي امين : تو سرت خورد کادوت به هيچ بشري من سور نميدم ! )

(( عروسي ستاره ها ، تو اوج چشماي شما ، يه افق منظره داره ... براي پرواز دلم رو به حياط عاشقا ، چشمتون پنجره داره ))

توجه توجه ! يک عدد زوج جوان و کمي تا قسمتي فضول چن وقتيه بدجور حول حريم خصوصي زندگي من و حاج خانوم تک چرخ ميزنن ! فعلاً دو بار ... اگه بشه بار سوم بد خواهند ديد !! اينم تهديد ... حالا برو بگو فلاني دوست دختر داشته !!!

(( صداي نرم زمزمه ، ميون بارون و گله ، بوي عاشقانه داره ... )) آي جووون ماشالله ! تو رو خدا اينقد که به من خوش ميگذره به شما هم ميگذره ؟! آ ماشالله ...

(( تو از متن کدوم رويا رسيدي ، که تا اسمتو گفتي شب جوون شد ، که از رنگ صدات دريا شکفت و ... نگاه من پر از رنگين کمون شد ... تو از خاموشي دلگير رويا ، صدام کردي صدام کردي دوباره ، صدا کردي منو از بغض مهتاب از اندوه گل و اشک ستاره ... ))

دو سه روز پيش يه هيات تحقيق و تفحص از طرف مجلس اومده بودن براي شنيدن درد دل دانشجو هاي دانشگاه آزاد ... آقا تو اين دو ساعت که به صورت تريبون آزاد بود ، دانشجو ها خشتک امامي ( رئيس دانشگاه ) رو پرچم ژاپن کردن !
همه شاکي بودن از استاداي مسخره و بي وجدان و عقده اي ، از هزينه زيادي گرون ثبت نام دانشگاه ، از پول سرويس اياب و ذهاب و اينکه از 12 هزار دانشجو نفري 20 هزار تومان گرفته ان که جمعاً 240 ميليون تومن ميشه در صورتيکه طبق تحقيق دانشجو ها ، اتوبوسراني فقط 70 ميليون تومان از دانشگاه ميگره . يعني 170 ميليون تو جيب مبارک امامي و جاسبي و رفيق رفقاش ! ...
يکي ميگفت : ما همون پولي رو داريم ميديم که تو تهرون و شيراز هم همين مبلغ رو براي ثبت نام ميدن ولي آيا امکاناتي که تو تهران و شيراز دارن ، ما هم داريم ؟ آيا استاداي ما با هم ، هم سطحن ؟
سلف غذا خوري بوشهر که ديگه آخرشه ... يارو استاد دانشگاهه ، رفته سلف اساتيد ناهار خورده ، مسموم شده . بعد روز بعد به آشپزه گفته من غذاي شما رو خوردم مسموم شدم . آشپزه هم در کمال احترام به استاد هاي گرامي فرمودند : (( معده ات مشکل داره زيادي حساسه برو دکتر !! ))

(( صدام کردي صدام کردي نگو نه ، اگرچه خسته و خاموش بودي ، تو بودي و صداي تو صدام زد ، اگر چه دور و ظلمت پوش بودي ، تو چيزي گفتي و شب جاي من شد ، من از نور و غزل زيبا شدم باز ، تو  گيج و ويج از خود گم شدن ها ، من از من مردم و ... پيدا شدم باز ، من از من مردم و پيدا شدم باز ... ))

چن وقتيه اين حسينو بدجوري سکسي شده ! همش از ما تحت ميگه ... از بس با ما گشت اينم به فساد کشيده شد ! البته فشار هاي زيادي که تو کار ساخت و ساز آپارتمان خانوادگيش بهش وارد شده ، شايد بي تاثير نبوده به هر حال برج سازي با قطر دايره ما تحت نسبت مستقيم داره . براي بدست آوردن ميزانش ، کافيه از خط کش و عدد پي استفاده کنين !! حسينو گرمن ؟!

(( بيا کنارم ، سرو نازه بي تو ، بيا کنارم زير طاق مهتاب ، عطش ببازيم به نسيم دريا ، غزل برقصيم تا طلوع فردا ، بيا کنارم ساقه ي بهاره ، رو فرش برگ و پولک ستاره ، خمار شعرم مي شکنه پيش تو ، عجب شرابي نفس تو داره ، گل بهارم در انتظارم ، حريق سبزي بيو کناروم ! ))

 

نظرات (۱۹) ساعت ۰۸:۵۲ لينک
۲۱ فروردين ۱۳۸۵ .
موضوع نداره ! . عمومي

 ديگه از بي فرهنگي بخشي از مردم نميگم . به جاش از ساحل زيباي بوشهر و شرجي دوست داشتني و دستان پرتوان گلافان زحمتکش مي گم ! سرمونو بکنيم تو ماسه هاي ساحل هميشه گرم بوشهر !!

 گور باباش ... عشقش ميکشه با شلوار کردي سوار موتور ميشه تک چرخ ميزنه و فحش و متلک حواله ميکنه به ناموس مردم ... چار ديواري اختياري ! شما اعتراضي داري ؟ داري ؟ پس اونجاي عمت !! هر کي هم حرفي داره دايورت کنه به اونجاي عمش ! اصلاً دلش ميخواد بره سينما کانون به صادقو فحش ميدم !! هميني که هست ... جوون مردم شادي مي خواد ( !! ) تفريح ميخواد چرا جلوشو ميگيري ؟ ميگيري ؟! پس اونجاي عمت ... تربيت خونوادگي مرده ... سرش گرده ! اصلاً کيلو چن ؟ احمدو کجي ؟ بريم دم دريا تک چرخ بزنيما !! ييييتس !

تهرون هم همينجوره ! موقعي که بوشهر بزرگترين بندر دنيا بود ، تهرونيا تو زير زمين زندگي ميکردن ! ( !!! ) شيراز هم همينجوره ! يه مشت آدم مزخرف مدعي فرهنگ !! اصفهانيا رو که نگو اوه اوه اوه ! بي شعور که هستن هيچ ، نفهم هم هستن ! موقعي که بوشهريا کراوات ميزدن اصفهانيا زير پل خواجو از حرص و حسادت ، پشت سر بوشهريا حرف ميزدن !!
فقط خودمون ... حضرات خودموني ال ! بعدش حرومه ... دنيا و بوشهر ! اونجاي عمه شهراي ديگه ... عماد خفه شو ! به قول شيخ فرنگ رفته ي ما حاج سيد شيپور حق نا شناس  : ((  از يکی سئوال کردند کجايی هستی ؟! گفت : هنوز زن نگرفتم تا بفهمم کجايی هستم )) !! عماد تو بوشهري نيستي ! برازجوني هم نيستي ... يه تهروني زير زميني هستي !!! 
احمدو کجايي ؟ بريم لب دريا دختر بازي ! اه باز بواي خرت اجازه نميده ؟ چقد بابات بي فرهنگه !
احمدو بيو بريم اوستاديوم بگيم تهرون پاره پاره ، شيراز پاره پاره ، کرمان پاره پاره ، شمال پاره پاره ، مي گ... دوباره ! ميگن داور تهرونيه ! اه سوسوله !!
احمدو ! سي مردک ! چه زن قشنگي داره ! ضايع اش کنيم جلو زنش ؟!! نه اصلاً از کنارش رد شيم فحش بديم و در بريم ! ها خوشن !!

بوشهر ! شب از تو دور است ... بوشهر هميشه نور است ... بوشهر و کوچه هايش ياد آور غرور است

 

 

ساعت ۱۶:۵۰ لينک
۱۹ فروردين ۱۳۸۵ .
آخه خپک ! تو رو چه به سينما ؟! . عمومي

امان از دست اين ملت بي شعور ملت بي فرهنگ و چاچولي !
ديروز خير سرمون با خونواده رفتيم سينما فيلم (( مکس )) رو ببينيم . از اولي که نشستيم صداي نوشخوار کردن ملت رو به همراه سر و صداهاي اضافي اعم از فرياد ، صحبت کردن با موبايل با تن صداي کلفت ، زنگ هاي مختلف موبايل ، فحش دادن احمدو به صادقو ! و غيره رو شنيديم تا آخرش ... به محض اينکه يه آهنگ پخش ميشد وسط فيلم ، ملت ميرفتن تو کار دست بندري و توبه توبه ميکردن !
ديشب براي اولين بار تو عمرم ، از ته دل تاسف خوردم ! ... ديشب از صميم قلب از خدا خواستم که شعور همه ما رو تا اونجاييکه امکان داره افزايش بده و ما رو به حال خودمون رها نکنه ! الهي آمين ... 

ولي در کل فيلم مکس خيلي فيلم قشنگي بود . کلي حال کردم . البته به شما توصيه ميکنم در ساعات خلوت روز به تماشاي فيلم بپردازيد ! ...
حالا مژده غضنفري مياد نظر ميده ميگه : فيلم مکس در يک کلام هيچ حرفي براي گفتن نداشت !!!

پ ن : البته جسارت به همه مردم خوب شهرمون نشه ها . منظورم همون تعدادي از افرادي هستن که جو سينما رو به هم ميزدن و آرامش رو از ديگران سلب ميکردند . من مطمئنم که اوضاع در آينده بهتر خواهد شد . البته اميدوارم !!

 

نظرات (۵۲) ساعت ۰۹:۱۳ لينک
۱۱ فروردين ۱۳۸۵ .
تهران شب از تو دور است ! ... . عمومي

سلام بر شما دوستان !
خوب سفر 17 روزه بنده ي حقير به تهرون به پايان رسيد و برگشتم ولايت . اين بهترين سفرم تو کل زندگيم بود جاتون خالي خيلي خوش گذشت ايشالله خدا قسمت شما بکنه !!

طبق معمول و به سبک خودم سفرنامه ام رو به طور مختصر اينجا مينويسم :

چهار شنبه سوري ، فوژان قلمبه  ، خريد عيد ( تجريش ، پونک و مفيد ) ، بهشت زهرا ، آب انار محمد ، مراسم زيارت عاشورا و زيارت قاضي مرتضوي ( !! ) ، سفر شمال ، بيمه ايران ، خزر آباد ، آمل ، بابلسر ، نور ، رويان ، رستوران مهتاب ، نوشهر ، رامسر ، تنکابن و دره هاي پر از مه ، لاهيجان ، تله کابين لاهيجان و مزارع چاي روي کوه ، مزارع سويا با گل هاي زرد و خوشگلش ، بار ها مرگ رو به چشم ديدن ( !! ) ، شکوفه هاي سرخ درخت هاي هلو ، به شهر بندر انزلي ( ! ) خوش آمديد ، رودبار و درخت هاي زيتون ، سد منجيل و باد هاي شديدي که آب هاي پشت سد رو نوازش ميدادن ، نيروگاه بادي منجيل ، مزارع سر سبز اطراف قزوين که شبيه به اسکرين ويندوز XP بودن ، رستوران نمونه ( :X ) ، فرمانيه ، سفارت آذربايجان ، روز 28 صفر و درست کردن شله زرد نذري با کمک دست هاي پرتوان اين بنده ي حقير ، هتل استقلال ( ! ) ، بارون بهاري و کوه هاي عظيم و پر برف ، دربند و کباب بره و ديزي و آلو جنگلي کثيف ، فرودگاه و برگشت به بوشهر خراب شده !! ... 

خوب با اينا يه انشا بنويسين و اگه حالشو داشتين ، تو کامنت ها جمله بندي هاتون رو بنويسيد ! هر کي بهترين جمله ها رو با اين کلمات درست کرد ، يه جايزه ويژه ميگيره !

پيغام خصوصي : امينوووووه ؟ گرمن يا سردن ؟!!

 

جمله بندي هاي شما !! (۲۰) ساعت ۱۴:۰۴ لينک
<< صفحه بعدی صفحه قبلی >>
● موضوعات
ورزشي
عمومي

بايگانی
تير ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
فروردين ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
تير ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
ارديبهشت ۱۳۸۷
فروردين ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آذر ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهريور ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
تير ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
ارديبهشت ۱۳۸۶
فروردين ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
آبان ۱۳۸۵
مهر ۱۳۸۵
شهريور ۱۳۸۵
مرداد ۱۳۸۵
تير ۱۳۸۵
خرداد ۱۳۸۵
ارديبهشت ۱۳۸۵
فروردين ۱۳۸۵
اسفند ۱۳۸۴
بهمن ۱۳۸۴
دی ۱۳۸۴
آذر ۱۳۸۴
آبان ۱۳۸۴
شهريور ۱۳۸۴
مرداد ۱۳۸۴
تير ۱۳۸۴
خرداد ۱۳۸۴
ارديبهشت ۱۳۸۴
فروردين ۱۳۸۴
اسفند ۱۳۸۳
بهمن ۱۳۸۳
آذر ۱۳۸۳
آبان ۱۳۸۳
مهر ۱۳۸۳
شهريور ۱۳۸۳
مرداد ۱۳۸۳
تير ۱۳۸۳
خرداد ۱۳۸۳
ارديبهشت ۱۳۸۳
فروردين ۱۳۸۳
اسفند ۱۳۸۲
بهمن ۱۳۸۲

برو به تاريخ:



صفحات
۱

زندگي نامه

عماد دشتي ... کارمند شرکت خليج هميشه فارس آنلاين همين !

 

ارتباط
برای تماس با نويسنده:

نام:

ايميل
وب‌سايت:
موضوع:
متن نامه:
© Copyright weblog 2003