جستجو در وبلاگ:

روزنوشت هاي حاج عماد

6

۱۸ شهريور ۱۳۸۹ - ۲۳:۳۴

● لينک‌های روزانه بايگانی
بلاگ اسپورتس ، وبلاگي صرفاً ورزشي
بيانيه سايت هواداران پرسپوليس
شماره هشتم نشريه ارتش سرخ منتشر شد
مقاله حاجيت در مورد بوشهر !
ويژه نامه نوروزي 7 سنگ منتشر شد

وبلاگر هاي رفيق رفقا
◊امين دشتي
ابوذر صغيري
گندمين
ناکو
فرزاد دشتي
امين
حسين زيارتي
افشين
ابرام شاطر !
آقا اسماعيل
پويا دريادل
مهستا
شکوفه ياس
پريا حميدي
رويو از بلاد کفار !
فرخ
ابريمو فرام دير سيتي
حسين فخرايي
آسمان کبود
مرمر
نازي
فريد يوسفي
علي هوشمند
بابک شاکر
اشک و لبخند
تل عاشقون
انيس
در جدال با خاموشي
زلال پرست
◊ شبگرد تنها
دختر گل
صدف دريا


بقيه رفقا
گندمزار
◊ ياشا آنلاين
◊ حاج اسير
◊ نصرالله سکرتر
◊ هدي
◊ نويد خادم
◊ لات جوانمرد
◊ حديث دل بردگي
◊ سعيد ملواني
◊ اسي اونلي رد
◊ بهزاد بيگلربگيان
◊ آيدين
◊ ممد کيسه

● لينک‌های ورودی

آمار بازديدکنندگان
امروز: ۶۳ بازديد
ديروز: ۶۵ بازديد
اين ماه: ۱۲۰۳ بازديد
از ابتدا: ۷۳۷۵۸۷ بازديد

۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۷ .
تازه به دوران رسيده ها ! . ورزشي

برنامه نود رو ديدم . هر بار كه صحنه هاي قهرماني پرسپوليس رو مي بينم موهاي بدنم براي چندمين بار سيخ ميشه و احساس غرور مي كنم . به مدير عامل آرام و خوش منشمون ، سر مربي با شعور و مهربونمون ، كادر فني يكدلمون ، بازيكناي با غيرت و با تعصبمون افتخار كردم .
 اما صحبت هاي مدير عامل سپاهان جناب ساكت حسابي ناراحتم كرد . اين مطلب رو تقديم مي كنم به مدير تازه به دوران رسيده فوتبال كشورمون كه شخصيت تازه شكل گرفته اش رو جلوي 70 ميليون ايراني در حد يه بچه 12 ساله ي احساسي كوچه بازاري آورد پايين !‌

جناب آقاي ساكت !
سوختگي ما تحت درمان داره . ريخته دكتر و داروساز و داروخانه . شمايي كه 70 ميليون پول ديه چشم هاي كور شده سرباز وظيفه مملكت رو كه گناهش حفاظت از هواداران فهيم ( ! )‌تيمتون بود رو خوردي و بهش ندادي ، ميتوني با يك هزارم اون هفتاد ميليون  بري پيش بهترين دكتر مملكت و قسمت مذكور رو درمان كني

جناب آقاي ساكت !‌
سال گذشته به عنوان يه ايراني به داشتن چنين نماينده شايسته اي در آسيا و جهان افتخار كردم . مردم اصفهان رو با اون لهجه شيرين و اون صفاي دل و اون مردونگيشون كه بار ها از نزديك شاهدش بوديم و برخورد داشتيم ، دوست داشتم و دارم . شما رو به عنوان قطب جديد فوتبال كشورمون و آسيا قبول كرديم . اما اين رسمش نبود قهرماني تيمي كه 30 ميليون هوادار داره رو اين جور لوث كني . حق نداشتي زحمات يك ساله پرسپوليس عزيزمون رو خراب كني !‌

جناب آٍقاي ساكت !‌
به قدرت و نفوذت تو آسيا مي بالي ؟‌ فيلم بازي فينال رو به AFC كه مقر عرباي ملخ خور نفتي هست مي فرستي تا مثلاً حال داور بيگناه بازي و رئيس كميته داوران رو بگيري ؟‌ آبروي كشورمون و فوتبالمون رو فداي درمان سوزش ماتحت ناشي از قهرمان نشدن تيمت كردي ؟! دمت گرم . خدا زياد كنه نفوذ و قدرت و اعتبارت رو !! والله ما هم يه زماني قهرمان و قدرت اول آسيا بوديم ولي اينجوري از جا در رفته نبوديم !‌

جناب آقاي ساكت !
گفتي تماشاچياي پرسپوليس وحشي هستن . اشكال نداره ! گفتي هواداراي اصفهاني رو اذيت كردن ، اشكال نداره ! گفتي صندلي ها رو خراب كردن ، اشكال نداره ولي آخه لامصب ! همين فصل قبل بود كه قلعه نوعي بدبخت رو داشتين تو چايگاه ويژه جلو چشم ملت با چاقو تكه تكه مي كردين ! غمخوار مدير عامل اسبق پرسپوليس رو كه رسماً كتك زدين . البته كه ما درپيت هاي پا برهنه قدرت و نفوذ و اعتبار شما رو كه نداشتيم ! ولي جالب نيست يه طرفه به قاضي بري و راي صادر كني و حتي اجازه اعاده حيثيت هم ندي !‌

زنده باد پرسپوليس عزيز ، زنده باد هواداراي غيورش ، زنده باد مرام  تختي ...

 

نظرات (۲۰) ساعت ۰۰:۲۴ لينک
۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۷ .
آسيا منتظر ماست بيا تا برويم ! . ورزشي

به قول حاجي كه امروز سر بازي خيلي اذيتمون كرد كه الهي خدا سر بازي بعدي استقلال اذيتش كنه ، آخر پاييز شد و جوجه هامون رو شمرديم ديديم بعله ! تعدادشون در حد قهرماني هست . خلاصه اينكه حاجي جان !‌ حالا سرخي پيراهن پرسپوليس چشم حريفان را آزار مي دهد . عينك بدم خدمتتون ؟!

از امروز دوران آقايي ما شروع شد . درود خدا بر پرسپوليس و هواداراش . بد جور قرمزته !

 پ ن :‌ فيلم قهرماني پرسپوليس . جالبه حتماً ببينيد .

 

نظرات (۱۵) ساعت ۲۲:۴۰ لينک
۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۷ .
به نظرتون ميريم آسيا ؟! . عمومي

خيلي دلم مي خواد خوشحاليم از پيروزي پر غرور پرسوليس اينجا بنويسم اما از اونجايي كه اثر عكسش رو بر حسب تجربه ،‌ تو بازي بعدي نشون ميده و احتمال داره ببازيم و با توجه به توصيه اكيد دوستان ، بنده  هيچ چيز تا روز شنبه كه فينال ليگ برتره ، نمي نويسم  . فقط خواهشاً براي قهرماني پرسپوليس دعا كنيد .

 

نظرات (۱۹) ساعت ۱۳:۵۶ لينک
۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۷ .
چه شد که اينطور شد ! . عمومي

دلم نمي خواست حرفي بزنم و مطلبي بنويسم ولي استمرار رفتار هاي کودکانه بعضي دوستان وادارم کرد چن کلامي رو خدمت دوستان و به ظاهر دوستان و دشمنان عزيز عرض کنم .

شخصاً اگر يک نفر بهم سلام کنه تا آخر عمر جواب سلامشو ميدم . به قول حاجي ، همیشه توی زندگی سعی کردم به دوستان اضافه کنم .

اومدن گفتن فلان روز قراره از معلمان وبلاگ نويس تقدير کنن گفتم عاليه . برنامه ها داشتم . مستلزم اين بود که يه جلسه شوراي مرکزي بگيريم حتي ديگر دوستان از اعضاي عادي هم نظر بدن . حتي با حاج آقا ابراهيمي رئيس محترم سازمان ملي جوانان بوشهر هم که جديداً اقوام ما هم شدن ، صحبت کردم . اما وقت تنگ بود .
مي خواستم از شرکت و از سازمان ملي جوانان بودجه بگيريم که بتونيم يه هديه مالي هم به معلمان عزيز وبلاگ نويس بديم . خواستم مادرم رو که سال آخر تدريسش تو مدارس بوشهر هست و 99 درصد وبلاگ نويسان خواهر ، شاگردش بودن ، دعوت کنم يه چن کلامي صحبت کنه و يه جو خاصي به مراسم بديم و ... گفتيم اشکال نداره . چون وقت نداشتيم گفتيم تلفني هماهنگي هاي لازم رو انجام بديم .
عصر پنج شنبه ديدم جناب زيارتي که پيشنهاد برگزاري اين مراسم که به مناسبت هفته معلم بود رو داده بودن و پيشنهاد بسيار خوبي هم بود ، تو وبلاگ خانه ( بخوانيد وبلاگ شخصي ايشون ! ) اومدن مراسم به اين خوبي رو تحت الشعاع جلسه پرسش و پاسخ با شوراي مرکزي قرار دادن !
با سعيد عزيز صحبت کردم ، گفتم آقا جان ! پرسش و پاسخ براي چي ؟ وقتي مراسم به اين قشنگي هست اين جلسه پرسش و پاسخ با توجه به شرايطي که پيش بيني مي کردم ، زيبايي جلسه رو خراب مي کنه ... آخرش هم همونطور که فکر کردم شد و دوستان لطف کردن پشت سر بنده صحبت هاي جالب کردند و طومار هم نوشتند !!!
هنگام صحبت کردن با سعيد حتي به خاطر ارزش اين مراسم در مورد اين مسئله که هر وقت آقا حسين عشقش کشيد هر چيزي توي وبلاگ خانه ( بخوانيد وبلاگ شخصي ايشون ) مي نويسه بحثي نکردم . فقط گفتم سعيد ! خواهشاً با حسين صحبت کن و اين چند کمله اول اطلاعيه رو بردارين . سعيد هم قبول داشت و گفت با حسين صحبت مي کنم .

اما ديديم نچ ! تغييري حاصل نشد . البته طبيعي بود . اگر کسي از من درخواست کنه که فلان مطلب رو تو وبلاگ شخصيت ( ! ) پاک کن ، مقاومت مي کردم . آقا با تمام احترامي که براي دوستان قائل بوده و هستم و خواهم بود ، غرورم را خدشه دار ديدم و در مراسم شرکت نکردم .

از همينجا از تمامي دوستان عزيز علي الخصوص شعراني  دوست داشتني که به خاطر دعوت روز قبل از مراسم از جانب بنده و با توجه به سختي راه ، تشريف آورده بودند بوشهر ، کمال عذرخواهي را دارم .

از هيچ کدام از دوستان گله اي ندارم . کوچيک همه هم هستم . ايشالله هميشه شاد و سر حال باشيد .

عماد دشتي - دبير کشکي سابق خانه وبلاگ نويسان بوشهر

 

نظرات (۱۹) ساعت ۱۰:۵۲ لينک
۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۷ .
استعفا . عمومي

اينجانب عماد دشتي مدير خانه وبلاگ نويسان بوشهر از سمت كليشه اي (( دبيري ))‌ اين خانه استعفا مي دهم . ضمناً از تلاش هاي دوستان عزيزم سعيد نوذري و علي الخصوص آقاي حسين زيارتي كه بنده را مصمم تر كردند بر اين تصميم ، كمال سپاسگزاري را دارم و از الطاف بي شائبه اين دو عزيز كه هميشه  نسبت به بنده ارزاني داشته اند ممنون هستم .
به اميد موفقيت خانه محترم وبلاگ نويسان بوشهر ... ما كه رفتيم نگران ! 

نظرات (۱۳) ساعت ۱۸:۵۶ لينک
۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۷ .
برنج . عمومي

ديروز رفتم بازار برنج ((‌ خاطره )) بخرم . خيلي برنج محشريه . هم خوش طعمه هم خوش قيافه . قبلاً كيسه اي 17 هزار تومن بود اما با تعجب بعد از 2 ماه ديدم شده 25 هزار تومن ! خيلي جا خوردم . رفتم جاي ديگه ديدم 26 هزار تومن ميده . خلاصه اينكه مثل يه آدم خوب و جنتلمن راهمو كج كردم به سمت خونه . تو اين يكي دو ساله رشد قيمت كالا ها زياد بوده ولي به اين شكل رو نديده بودم خدا رحم كنه ...

پ ن : محبوبيت نزد خاتمي هست و بس

 

نظرات (۵) ساعت ۱۵:۳۳ لينک
۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۷ .
آب ، برق ، هواپيمايي و ديگر هيچ ! . عمومي

* حكايت اين روزهاي بوشهر حكايت تاسف باريست .
مدتي است آب بوشهر نيمه قطع هست . گويا روز ها آب قطعه اما شبا فشار آب زياد ميشه !
امروز دو بار و هر بار به مدت ۳ ساعت برق رفت .
هوا گرم شده و و مردم شهر بي حوصله تر از هميشه هستند و ديگر هيچ ! ...

* ديشب فرودگاه بودم . دوستي از سفر دوبي بر مي گشت رفته بودم استقبالش . طبق معمول تاخير داشت .
رفتم كنار گيت پرواز هاي داخلي ايران اير ببينيم چه خبره . باز هم بساط هميشگي پارتي بازي و بليط جور كردن و دعوا با مسئولين و نارضايتي مردم . هم مردم حق داشتند و هم بچه هاي زحمت كش ايران اير بوشهر اما چاره چيه ؟‌
اگر فردا درخواست بليط براي تهران كني ،‌ يه هفته بعد جا ميده . اونوقته كه بايد بري دنبال آشنا و دوست و همكار بدبخت كه يه جوري جا براي پرواز رديف كنه . دو حالت داره . يا ميتونه يا نميتونه . اگر تونست كه پروازشو انجام ميده و تشكر مي كنه و دو روز بعد لطف دوستش رو فراموش مي كنه ، اگرم نتونست كه اونوقت طلبكار دوستش هم ميشه كه چرا نتونست جور كنه بره تهران و ...

با مسئولين فرودگاه صحبت كردم گفتم آخه چرا بايد مردم بوشهر اينقد تو مضيقه باشن ؟‌ چرا پروازاي بوشهر - تهران رو بيشتر نمي كنين ؟‌ اگر تحريم هستيم اگر هواپيما نيست قبول اما چرا استاناي ديگه اين مشكلاتو يا ندارن يا حداقل كمتر  دارن ؟ گفتن اين مسائل دست نماينده بوشهر و استاندار بوشهر ه و لاغير . اينا ميتونن درخواست هواپيما و افزايش پروازا بشن .
از ماه گذشته پروازاي بوشهر - كيش كنسل شده . چند ماهي ميشه كه پرواز بوشهر - عسلويه هم برداشته شده . به هر حال توجيهاتي هست كه هواپيمايي مياد و كنسل ميكنه اما چرا اون هواپيما ها تو خط هوايي بوشهر - تهران مصرف نشدن ؟‌

نميدونم شايد تو اين مطلب اشتباه زياد باشه شايد جاهايي از اين مطلب نا درست باشه اما اصل ماجرا همينه . به اميد مرتفع شدن مشكلات ...

 

نظرات (۴) ساعت ۱۸:۴۵ لينک
۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۷ .
درود خدا بر پرسپوليس ! . ورزشي

بازي پرسپوليس تمام شد و برديم و به دو امتيازي سپاهان رسيديم و با اين تماشاچياي با غيرت و محكم و پرانرژي مطمئنم قهرمان مي شيم و ميريم آسيا اونجاي بي پيچ و مهره ي استقلاليا و ...

ولي در كل چيپ بودن و بي شخصيت بودن مربي تيم ملي خيلي آزارم داد . جناب آقاي دايي كه الان خوشبختانه يا متاسفانه مربي تيم ملي كشورمون شده ، بعد از بازي يه صورت كاملاً بچه گونه اي تمام زحمات پرسپوليس و انرژي هوادارا رو زير سوال برد به خاطر يه اشتباه داور . خيلي ناراحتم كرد . مطمئنم دايي با اين خصوصيات اخلاقي شايد تو زمان بازيكني موفق بوده ولي تو زمان مربيگري كه اينقد زير ذره بينه ، اصلاً موفق نميشه اصلاً . قلعه نوعي هم مثل دايي بود ...

 

نظرات پرسپوليسي (۶) ساعت ۱۹:۳۵ لينک
۰۷ ارديبهشت ۱۳۸۷ .
حماقت ! . عمومي

وقتي يه فوتبال داغ و جذابي مثل بازي چلسي - منچستر رو مي بينم و مي زارم كنار يه بازي افتضاح مثل مس كرمان - پرسپوليس واقعاً به حماقت خودم و بقيه مردم در راستاي طرفداري و دنبال كردن ليگ در پيت داخلي كشورمون مي خندم .

خيلي فاصله داريم . هم فاصله تاكتيكي و هم از نظر برنامه ريزي و حتي از نظر تنبلي و گشاديسم . اونجا يه تيم مثل منچستر يونايتد روز شنبه يه بازي سخت تو ليگ برتر انجام ميده ، سه روز بعد با يه تيم مثل بارسلونا بازي مي كنه و سه روز بعدشم با چلسي بازي مي كنه و آخ هم نميگه اونوقت سپاهان عزيز و دوست داشتني ،  نماينده كشورمون از صبح تا شب مشغول التماس كردن فدراسيون هست كه آقا  جون مادرتون بازي هاي ما رو كنسل كنين و ما بازيهامون حساسه و ...

خيلي فاصله داريم خيلي ... دلم براي بايرن مونيخم تنگ شده . يادش بخير زماني رو كه از رئال مادريد و منچستر يونايتد تو دو تا بازي رفت و برگشت شش امتياز مي گرفتيم . ايشالله امسال قهرمان جام يوفا ميشيم و سال ديگه هم با قدرت تو ليگ قهرمانان اروپا شركت مي كنيم و دهن همه تيما رو سرويس مي كنيم ابشالله ( آرزوي يك جوان 24 ساله !‌‌ )

 

نظرات (۱۵) ساعت ۱۸:۱۳ لينک
۰۴ ارديبهشت ۱۳۸۷ .
شرف ! . عمومي

مردم ما باشرف هستند چون به زنان 35 سال به بالا احترام ميگذارند .
مردم ما بي شرف هستند چون به زنان 35 سال به پايين بي احترامي و بي حرمتي مي کنند ! 

 

نظرات (۷) ساعت ۱۵:۵۹ لينک
۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۷ .
. عمومي

زنده ام ... همين !

ساعت ۱۳:۵۱ لينک
<< صفحه بعدی صفحه قبلی >>
● موضوعات
ورزشي
عمومي

بايگانی
تير ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
فروردين ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
تير ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
ارديبهشت ۱۳۸۷
فروردين ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آذر ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهريور ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
تير ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
ارديبهشت ۱۳۸۶
فروردين ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
آبان ۱۳۸۵
مهر ۱۳۸۵
شهريور ۱۳۸۵
مرداد ۱۳۸۵
تير ۱۳۸۵
خرداد ۱۳۸۵
ارديبهشت ۱۳۸۵
فروردين ۱۳۸۵
اسفند ۱۳۸۴
بهمن ۱۳۸۴
دی ۱۳۸۴
آذر ۱۳۸۴
آبان ۱۳۸۴
شهريور ۱۳۸۴
مرداد ۱۳۸۴
تير ۱۳۸۴
خرداد ۱۳۸۴
ارديبهشت ۱۳۸۴
فروردين ۱۳۸۴
اسفند ۱۳۸۳
بهمن ۱۳۸۳
آذر ۱۳۸۳
آبان ۱۳۸۳
مهر ۱۳۸۳
شهريور ۱۳۸۳
مرداد ۱۳۸۳
تير ۱۳۸۳
خرداد ۱۳۸۳
ارديبهشت ۱۳۸۳
فروردين ۱۳۸۳
اسفند ۱۳۸۲
بهمن ۱۳۸۲

برو به تاريخ:



صفحات
۱

زندگي نامه

عماد دشتي ... کارمند شرکت خليج هميشه فارس آنلاين همين !

 

ارتباط
برای تماس با نويسنده:

نام:

ايميل
وب‌سايت:
موضوع:
متن نامه:
© Copyright weblog 2003