گويند سنگ ، لعل شود در مقام صبر
آري شود ، وليک به خون جگر شود !
از هر کرانه تير دعا کرده ام روان
باشد کزان ميانه يکي کارگر شود
در تنگناي حيرتم از نخوت رقيب
يا رب ! مباد آنکه گدا معتبر شود
بس نکته غير حسن ببايد که تا کسي
مقبول طبع مردم و صاحب نظر شود
روزي اگر غمي رسدت ، تنگدل نباش
رو شکر کن مباد که از بد ، بتر شود !
اي دل صبور باش و غم مخور که عاقبت
اين شام صبح گردد و اين شب سحر شود
حافظ چو نافه سر زلفش به دست توست
دم در کش ، ار نه باد صبا را خبر شود !!
يه سه چهار روزي رو با حاج خانوم رفتيم شيراز . اولين مسافرت خارج از شهر با ماشينم . جاتون خالي خيلي خوش گذشت . روز اول رفتيم حافظيه . اين دفعه با دقت و توجه بيشتر به ديدار حافظ شيرين سخن رفتم . نه اينکه خداي شعر و حافظ و سعدي و اينجور صوبتا باشم ! ولي در حد خودم ، ارادت خاصي نسبت به لسان الغيب پيدا کردم. هر از چن گاهي هم که تفال ميزنم ، خيلي خوب جوابمو ميگيرم .

حاجيه خانوم حميده نوذري !
مقدم رز گونه شما را به جمع وبلاگ نويسان بوشهري تبريک و تهيت عرض کرده و آرزوي موفيق روز افزون براي شما داريم .
بسي خرسند و مسروريم که به جاي سروش هميشه ۸ ساله ( !! ) ، شما را به عنوان جوانترين وبلاگ نويس جنوب کشور معرفي کنيم !