دلم ميخواد هيجاني بنويسم . تمام احساساتي که تو وجودمه با شدت و حديت خاصي بريزم بيرون . دلم ميخواد با تمام وجود داد بزنم :
No other love can take your place
or match the beauty of your face
يا اينکه بعد از حدود دو سال مرغ سحر رو با صداي قدرتمند شجريان 67 ساله گوش کنم و باهاش اشک بريزم ...
مصاحبه بالاک رو ميخونم که ميگه : (( درست در زماني كه همه چيز پايان يافته به نظر مي رسيد، قرباني شديم. تحمل آن لحظات بسيار دشوار بود. خيلي تلاش كردم تا گريه نكنم؛ اما اشك يك ملت به همراه ما بود و به همين دليل چشمان و صورت من هم خيس شد )) ... تمام بدنم مور مور ميشه !!!
بچه هاي فلسطيني رو ميبينم که مثل پدراشون زندگي رو با جنگ و بدبختي و تعرض شروع کردن و به پايان خواهند برد ! دنيا رو گوه برداشته ...
استرس دارم ... روزاي سختي پيش رومه ... ولي مطمئنم اگه سختيا رو زياد تحويل نگيرم ، عددي نيستن که بخوان ديوونم کنن !!!
اه ! حالم از بنيامين به هم ميخوره ديگه ! دنيا ديگه مثل عمه ت نداره نداره نميتونه بياره ! دلا همه بيقرار عشقن اما عشقه که داره ميرينه به آدم !!!
آهنگ (( جمعه بازار )) محمد نوري رو دوست دارم . بچه بودم فکر ميکردم داره به زبون اسرائيلي ميخونه !!! تا نگو داره رشتي ميخونه ! ... (( ساز نا پاراي جومعه بازار ، جومبنه گينه جومبنه گيله هاي ، جان جان ! ))
راستي ! ديروز زنگ زدم حسينو ! بعد از مدت ها ... حسابي پکر بود ناراحت بود . گفتم چي شده چرا غمگيني ؟ گفت شاکي ام از دست روزگار . گفتم اي بابا حسين جان بيخيال دنيا دو روزه ارزش نداره ... گفت : آخه تا کي تحمل کنم ؟ ... گفتم حسين چرا اينقد تو وبلاگت غمگين مينويسي ؟ گفت چکار کنم ديگه ناراحتم ! گفتم آخه چه مرگته ؟ بغض کرد و گفت : آخه چرا فقط خوشگلا بايد برقصن ! مگه من چمه حق ندارم برقصم ؟! هاي هاي هاي هاي دل منگ من !!!
آه متاليکاي من ! زماني تو را نموده بودم از بس آهنگاتو گوش ميکردم !!! به گوه خوردن افتاده بودي ... بقيه هم همين احساس تو رو داشتن جيمز هيتفيلد دوست داشتني ! زماني کل آهنگاتو حفظ بودم اما حالا حتي اسم Sad But True برام تازگي داره !! يادته ؟ هي هي آيم يور لايف آيم د وان هو تيکس يو در ! ... متاليکاي من ! گور پدرت اصلاً برو گمشو خودم زندگي دارم خونواده دارم پاتو از زندگيم بکش بيرون !!!

Where are you now my love
I need you here to Hold me