جستجو در وبلاگ:

روزنوشت هاي حاج عماد

6

۱۸ شهريور ۱۳۸۹ - ۲۳:۳۷

● لينک‌های روزانه بايگانی
بلاگ اسپورتس ، وبلاگي صرفاً ورزشي
بيانيه سايت هواداران پرسپوليس
شماره هشتم نشريه ارتش سرخ منتشر شد
مقاله حاجيت در مورد بوشهر !
ويژه نامه نوروزي 7 سنگ منتشر شد

وبلاگر هاي رفيق رفقا
◊امين دشتي
ابوذر صغيري
گندمين
ناکو
فرزاد دشتي
امين
حسين زيارتي
افشين
ابرام شاطر !
آقا اسماعيل
پويا دريادل
مهستا
شکوفه ياس
پريا حميدي
رويو از بلاد کفار !
فرخ
ابريمو فرام دير سيتي
حسين فخرايي
آسمان کبود
مرمر
نازي
فريد يوسفي
علي هوشمند
بابک شاکر
اشک و لبخند
تل عاشقون
انيس
در جدال با خاموشي
زلال پرست
◊ شبگرد تنها
دختر گل
صدف دريا


بقيه رفقا
گندمزار
◊ ياشا آنلاين
◊ حاج اسير
◊ نصرالله سکرتر
◊ هدي
◊ نويد خادم
◊ لات جوانمرد
◊ حديث دل بردگي
◊ سعيد ملواني
◊ اسي اونلي رد
◊ بهزاد بيگلربگيان
◊ آيدين
◊ ممد کيسه

● لينک‌های ورودی

آمار بازديدکنندگان
امروز: ۶۳ بازديد
ديروز: ۶۵ بازديد
اين ماه: ۱۲۰۳ بازديد
از ابتدا: ۷۳۷۵۸۷ بازديد

۳۰ مرداد ۱۳۸۶ .
گزارش تصويري کنسرت استاد ذوالفنون . عمومي

بعد از اون سه شب فراموش نشدني با استاد ذوالفنون و گروهش ، گفتم بيام و چن تا عکس از شب آخر رو اينجا بزارم . براي ديدن سايز بزرگتر ، روي عکسا کليک کنيد :

از سمت راست : مهدي نظام دوست ، سهيل ذوالفنون ، مرتضي فلاحتي ( بامداد ) ، استاد جلال ذوالفنون ، سروش قهرمانلو

دو نوازي مهدي نظام دوست و سهيل ذوالفنون

از سمت راست : استاد ذوالفنون ، بهمن عبدالشيخي ، اههمم ! ، شفيعي ( مدير کل ارشاد بوشهر ) و عزيز دل برادر سعيد خان نوذري

اينم منم در کنار بامداد ( شجريان آينده ! )

در آخر يه کليپ يه دقيقه اي از کنسرت استاد تو بوشهر رو اينجا ميزارم حالشو ببرين

 

نظرات (۱۹) ساعت ۱۶:۴۴ لينک
۲۶ مرداد ۱۳۸۶ .
سه روز با استاد ذوالفنون ... . عمومي

بچه که بودم ، هميشه براي خودم و شهرم تاسف ميخوردم که چرا اينهمه کنسرت موسيقي تو شهراي بزرگ برگزارميشه اما توي بوشهر اين مراسم بامشکلات روبرو هست و به ندرت و در سطح پاييني برگزار ميشه . اين هميشه سوال بود برام . بزرگتر که شدم به جوابش رسيدم ! بزرگ و بزرگتر که شدم راه حلشو هم پيدا کردم ...
يه زماني که سه تار ميزدم ( حدود ۵ ، ۶ سال پيش ) عاشق ذوالفنون بودم . نواراي آموزشيش رو گوش ميکردم . به عکسش نگاه ميکردم و با خودم مي گفتم : يعني ميشه يه روز بياد و تو بوشهر کنسرت برگزار کنه ؟! ... عمراً !
استاد ذوالفنون و گروهش بالاخره با مساعدت مالي شرکت خليج فارس آنلاين و همکاري اساسي اداره ارشاد اسلامي بوشهر و شخص آقاي شفيعي مدير کل اداره ، اومدن بوشهر . سه شنبه شب به اتفاق فرزاد گيتي زاده ، بيژن و بهمن عبدالشيخي و آقاي اخلاقي رفتيم استقبال استادو گروهش .
باورتون ميشه ؟! استاد ذوالفنون تو  ماشين من ، سمت راست من نشست ! آقا ديگه اجازه نميدم هرکسي سوارماشينم بشه ! پرايدم مقدس شد ... سهيل ( پسر استاد ) و مهدي نظام دوست(دف و تنبک) هم بودن . رفتيم هتل آپارتمان زيباي آسمان و استاد وگروهش مستقر شدن . بقيه گروه هم سوار بر کاپريس کلاسيک محمود حمزه ئيان شدن . گويا سروش قهرمانلو و آقا بامداد خيلي هيجاني شده بود و مدام از محمود تقاضا داشتن که بوق بزنه با ماشينش !

روز چهارشنبه با بهمن حسابي درگير کار هاي کنسرت بوديم .تمام تلاشمون اين بود که کنسرت به صورت آبرو مند اجرا بشه که خدارو شکرهمينجور هم شد .
مجري کنسرت سعيد نوذري ( عزيز دل برادر ) بود که با تسلط مثال زدنيش برنامه رو به خوبي اجرا کرد . کنسرت با شکوهي بود . الحق که استاد و گروهش براي بوشهر کم نذاشتن .
ظهر پنج شنبه ، استاد وگروهش مهمون خليج فارس آنلاين بود . استاد رو برديم رستوران پيام ساحل . نکته جالب اينکه تمامي اعضاي گروه استاد ، غذاهاي دريايي خوردن . ميگو سوخاري و ماهي ...
آدماي باحالي بودن . سروش قهرمانلو يه جوون رعنا و قد بلند که به علت بلندي بيش از حد ، دو بار سرش خورد به بالاي در ورودي رستوران پيام ساحل !
مرتضي فلاحتي ( بامداد ) که خواننده گروهه ، خيلي خاکي بود . خيلي کم صحبت ميکرد ! موقع نهار خوردن ازش پرسيدم آيا اين درسته که شما خواننده ها يه سري غذاها رو نميخورين ؟ اونم گفت نچ ! صدايي که با اين غذا خوردن و نخوردن خراب بشه ، همون بهتر که خراب شه !
سهيل ذوالفنون ( تار ) ... تکه کلامش اين بود : تو آمريکا که بوديم ... ! خوش حرف و خاکي .خيلي آدم پايه اي بود .
مهدي نظامدوست ، کارش بيست بود . جريان آشنايش با استاد ذوالفنون خيلي جالب بود ! ولي خوب نميشه اينجا گفت !!
استادجلال ذوالفنون .  با وجود کهولت سن ، مثل يه جوون بيست ، بيست و پنج ساله ، شاداب و با طراوت بود . جوک هاي استاد سر سفره ناهار همه ما رو ترکوند از خنده ! البته چون +18 ساله نميتونم اينجا بگم !!

بعد از صرف ناهار با استاد و گروهش رفتيم گشتي تو جاده ساحلي زديم . کمي در مورد بوشهر صحبت کرديم با استاد . تو ماشين که بوديم آهنگاي قديمي ايراني رو گذاشتم . خيلي خوش گذشت . نصف گروه تو ماشين من بودن ، نصف ديگه تو ماشين آقاي اخلاقي که از شانس بدشون کولرش وسط راه خاموش شد !
اين شد که بعد از کمي گشت ساحلي ، بامداد خواننده گروه از ماشين کناري بانگ زدکه بي معرفت ها ! شما که ماشينتون کولر داره ، فکر ما رو هم بکنين که تو اين گرما دنبال شما داريم ميايم ! ... مجبور شديم برگرديم هتل ...
شب دوم کنسرت استقبال بي نظير بود . خيلي حال بود ... سروش قهرمانلو قبل از کنسرت گفت : يه سورپريز داريم برا شما ها .گفتم چه سورپريزي ؟ گفت : يه آهنگ بندري رو قراره با گروه بزنيم !
آخر کنسرت آهنگ حليمه از سندي رو با تار و سه تار و دف اجرا کردن !!! ملت کوپ کرده بودن وخندان و شادان دست ميزدن ... جو باحالي شد آخرش D:

امشب آخرين شبه . سعي کنين از دست ندين ...

 

نظرات (۲۶) ساعت ۱۲:۱۹ لينک
۱۹ مرداد ۱۳۸۶ .
کله پاچه خورون ورژن شماره 2 ! . عمومي

جمعه گذشته باز هم با دو نفر آدم پايه و باحال رفتيم لب دريا کله پاچه اي زديم مشت . سعي ميکنم کمتر بنويسم و بيشتر گزارش تصويري بدم ... روي عکسا کليک کنين ، بزرگشو مي بينين .

اين سعيده ! اون روز با دش داشي عربي اومده بود بيرون . اينجا هم وايساده کنار پسرخاله اش ( جاسم ! ) و عکس يادگاري خانوادگي گرفته !

اينجا هم افشين رو ميبينين  ( ياور هميشه پايه ) . بهش بگي افشين ميخوايم بريم دزدي ، ميگه پايه ام ! ... زحمت نون گرفتن افتاد گردن افشين . البته موقع نون گرفتن ، افشين با شاطر نونوايي دعواش شده بود گويا ! سعيد متن دعواي افشين با شاطر رو اينجوري پيش بيني کرده بود :

افشين : آقا ببخشيد 13 تا نون بده ( بگو ماشالله ! يعني نفري حدود 4 تا نون )  
شاطر : ميشه دويست تومن
- چه خبره ؟! مگه نون دونه اي چنده ؟
- 16 تومن
- برو بابا ! همه جا 5 رياله !!
- برو عامو ! اينا مال زمان جاسم ( ... ) ه !

اين عکس تريپ هنريه توسط افشين شکار شده ! توضيحات فني عکاسيش رو از خود افشين بپرسين . در اين صحنه سعيد جان عزيز دل برادر در حال انجام صدمين احوال پرسي با مردمه . بس که اين چهره مردميه

اينم يه عکس هنري ديگه . اينم منم در حال تليتيشن !

آقا نشسته بوديم کله پاچه مي خورديم يهو ديديم صداي جيغ و داد زنانه مياد . آقا افشين قصه ما نعره زد و گفت : صداي فغان ضعيفه جماعت مياد ! من برم ببينم کيه که داره ( ... ) ميکنه .
داش افشين قصه ما کفشش رو نيم پوش کرد ( اين اصطلاح هم اکنون توسط عماد اختراع شد ! ) و تريپ قيصر رفت که ضعيفه رو از چنگ قويه ( ! )  در بياره . من و داش سعيد هم نظاره گر بوديم . افشين قصه ما رفت اما گويا ضايع شد و برگشت ! توهمي بيش نبود ... اينجا افشين نوراني شده بود

کم کم خورشيد هم داشت بالا ميومد . اين تصوير زيبا توسط افشين شکار شده .

اينم يه پيرمرد نود ساله است که چن متر اونور تر داره شنا ميکنه . اين منظره کمي ( فقط کمي ) ما سه تا پوست استخوني رو تحت تاثير قرار داد !

بعد از کله پاچه خورون ، سوار ماشين شديم و گفتيم يه دوري بزنيم بلکه غذامون هضم شه ! اين منظره مربوط به ساحل زيباي بوشهره ... آرامشو درک ميکني ؟!

پ ن 1 : حسينو هم رفت مکه . آقا حاجي شدن ديگه بچه بازي شده ! D: ... ايشالله حالشو ببره

پ ن 2 : به وبلاگ ميگلي نژاد شهردار سابق بوشهر هم سر بزنين . خودشو داره آماده ميکنه برا انتخابات مجلس

پ ن 3 : به وبلاگ حاج خليل مراد زاده هم سر بزنين . يه لحظه نگران شدم که شايد حاج خليل بخواد براي بار بيست و هشتم کانديد انتخابات بشه  ولي گويا همچين قصدي نداره ... جالب مينويسه . روزي 5 تا پست بيست پاراگرافي ميفرسته بالا ... حاج خليل از آن مردان نيک روزگاره کارش  بيسته . يه حاج خليل و يه صداي بوشهر !!  

 پ ن ۴ : کنسرت موسيقي سنتي استادجلال ذوالفنون به همت شرکت خليج فارس آنلاين و همکاري ارشاد اسلامي قراره روز هاي ۲۴ مرداد تا ۲۶ مردادتو مجتمع فرهنگي هنري بوشهر برگزار بشه . محل فروش بيليط هم تو دفتر شرکت خليج فارس آنلاينه . اگه خواستيد تشريف بياريد !

 

 

نظرات (۲۰) ساعت ۱۱:۴۰ لينک
۱۴ مرداد ۱۳۸۶ .
تبريک ، تسليت ... . عمومي

جناب آقاي مهندس احمدي ! 
انتخاب شايسته شما را به سمت رياست منطقه ويژه اقتصادي تبريک عرض نموده و از خداوند بزرگ توفيق روز افزون جنابعالي را خواستاريم

جناب آقاي دکتر صفري !
به خاطر تلاش هاي صادقانه حضرتعالي طي سال هاي گذشته در مجموعه منطقه ويژه اقتصادي بوشهر ، از شما کمال تشکر را داريم . خدا قوت

جناب آقاي حاج حسين زيارتي !
مصيبت وارده به جنابعالي و خانواده محترمتان را تسليت عرض کرده و از خداوند منان آرزوي علو درجات براي آن مرحومه و بقاي عمر با عزت براي شما و خانواده محترمتان را داريم

حاجيه خانوم نرگس خانوم !
بازگشت عارفانه تان از مکه مکرمه را تبريک عرض مي کنيم . ما رو هم دعا بفرماييد !

خواننده گرامي !
(( اينجا بوشهر است ، قسمت ششم ))  در دست تهيه است منتظر باشيد !!

 

نظرات (۱۷) ساعت ۱۵:۲۸ لينک
۰۳ مرداد ۱۳۸۶ .
اينجا بوشهر است ( 5 ) . عمومي

پرده اول :

دختره آرايش کرده ... خيلي عادي و نه غليظ . تنهاست و کنار دريا قدم ميزنه ... خوب طبيعتاً چون تنهاس و کمي هم آرايش داره پس از ديد ملت با فرهنگ ، يعني بي صاحاب و ( ... )است ... آزار و اذيت ها شروع ميشود . به طور متوسط هر ۳۰ ثانيه يک نفر متلک بي تربيتي ميندازه و خنده چندش آوري ميکنه و ميره و خوشحال از اينکه يه دختره رو ناراحت کره ! ... ديوانه وار ... دختره خير سرش ميخواست بياد بيرون و آب و هوايي تازه کنه ، اينجوري ميخوره تو حالش . موتور سواري که متلک ميگه مشکلي نداره .خوشحاله ولي دختر معصوم بيگناه بايد حرفاي سنگيني رو که بهش پرتاب ميکنن تحمل کنه و  ...
ميايم شعار ميديم زن عزيزه ، بهشت زير پاي مادرانه ، حضرت محمد ( ص ) به دخترش فاطمه ( س )  احترام ميزاشته و ... اما تو عمل رعايت نميکنيم

 توي شهر ما اکثراً به زن ميگويند (( زنک )) ... ترجمه : زن کوچک ، زن حقير ، زني که هيچ حقي نداره ...

پرده دوم :

توي نونوايي ايستادم . مردي به نشانه اعتراض صداشو ميبره بالا و با شاطر دعوا ميکنه چرا از مردا پول نميگيري ولي به فلان (( زنک )) نون دادي و کارش رو سريع انجام دادي ؟!
شاطر هم ميگه آقا جان !  (( زنک )) بچه بغلش بود ميخواستم سريع کارش راه بيفته ، مشکليه ؟! ... مرده هم کوتاه نمياد و بحث بالا ميگيره و...

حتي وقتي به شخصيت زن احترام گذاشته ميشه ، موردعتاب قرار ميگيري که چرا و براي چي و ...

پرده سوم :

يه زن داره رانندگي ميکنه . سوار بر پژو جي ال ايکسه . منم سوار تاکسي هستم . زني که سوار بر پژو ه کمي انحراف پيدا ميکنه و باعث عصبانيت راننده تاکسي ميشه ... (( بيه ! زنک بايد بره ظرفاش بشوره ، مياد تو شهر رانندگي ميکنه  !! از پول شوهر بدبختش ( !! ) پشت ماشين نشسته اينم رانندگيش . زن چيش به رانندگيا ... ))

ميان ميگن زنا رانندگيشون خوب نيست . بلد نيستن . بله شايد کمي احتياط کار باشن و بعضي وقتا بعضياشون حرص در آر رانندگي ميکنن ولي دليل نميشه اونا رو از صحنه اجتماع حذف کنيم .
من شخصاً در طول روز با موارد بسياري از ناهنجاري هاي رانندگي همشهريام روبرو ميشم ، ولي از هر ده تا راننده بي احتياط ، 9 تاشون مرد هستن ، فقط يکيشون  از جماعت (( زنک ها )) هستن !

خيلي بي معرفت شديم ... قديما ميگفتيم يه دختر که تو خيابونه ، مثل خواهر خودمونه مثل ناموسمونه  و اجازه نميديم اراذل بهشون توهين کنن يا حريمشونو بشکنن اما الان خودمون هم هم نوا شديم با اراذل !! ...

کاري نکنيم که زن ها از جامعه دور بشن ... براي زن جماعت احترام بيشتري قائل باشيم . زن ها بايد احتماعي بار بيان و خودي نشون بدن و باعث تحرک و نشاط بيشتر جامعه بشن و گرنه ظرف شستن و حمالي هاي توي خونه هنر نيست !! 

 پ ن : اينروز ها هر کس با پدرش قهر مي کند وبلاگ نويس ميشود ! مقدمه بود بر اينکه بگويم:  دوست عزيزم آقا پدرام هم وبلاگنويس شد !! D:

 

نظرات (۳۵) ساعت ۲۳:۴۷ لينک
<< صفحه بعدی صفحه قبلی >>
● موضوعات
ورزشي
عمومي

بايگانی
تير ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
فروردين ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
تير ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
ارديبهشت ۱۳۸۷
فروردين ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آذر ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهريور ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
تير ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
ارديبهشت ۱۳۸۶
فروردين ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
آبان ۱۳۸۵
مهر ۱۳۸۵
شهريور ۱۳۸۵
مرداد ۱۳۸۵
تير ۱۳۸۵
خرداد ۱۳۸۵
ارديبهشت ۱۳۸۵
فروردين ۱۳۸۵
اسفند ۱۳۸۴
بهمن ۱۳۸۴
دی ۱۳۸۴
آذر ۱۳۸۴
آبان ۱۳۸۴
شهريور ۱۳۸۴
مرداد ۱۳۸۴
تير ۱۳۸۴
خرداد ۱۳۸۴
ارديبهشت ۱۳۸۴
فروردين ۱۳۸۴
اسفند ۱۳۸۳
بهمن ۱۳۸۳
آذر ۱۳۸۳
آبان ۱۳۸۳
مهر ۱۳۸۳
شهريور ۱۳۸۳
مرداد ۱۳۸۳
تير ۱۳۸۳
خرداد ۱۳۸۳
ارديبهشت ۱۳۸۳
فروردين ۱۳۸۳
اسفند ۱۳۸۲
بهمن ۱۳۸۲

برو به تاريخ:



صفحات
۱

زندگي نامه

عماد دشتي ... کارمند شرکت خليج هميشه فارس آنلاين همين !

 

ارتباط
برای تماس با نويسنده:

نام:

ايميل
وب‌سايت:
موضوع:
متن نامه:
© Copyright weblog 2003