قصه از اينجا شروع شد که صادق زنگ زد و گفت عماد ! سه تا جوجه کاسکو دم شکلاتي دارم سفارش ميدم توهم ميخواي ؟ ما هم قبول کرديم .
روز اول که کاسکو به دستم رسيد فقط جيغ ميزد . عصبي و کلافه بود . ترسيده بود حسابي ...
روز دوم بردمش پيش دامپزشک ، يه آمپول زد بهش و يه شناسنامه هم صادر کرديم براش .
نام : فيتي ، شماره شناسنامه : پنجاه و بيست نود و بيست !
يه شامپو بدن مخصوص کاسکو ها هم خريديم براش و روز بعد حسابي شستيمش . خوشش اومده بود ... به مرور زمان آروم و آروم تر شد . امروز هم حاج خانوم در قفسش رو باز کرد تا فيتي يه کم پرواز کنه . امروز اولين روز آزادي فيتي 5 ماهه بود ...
الان که دارم اين متنو مينويسم فيتي از جلوي صورتم رد شد ! اينم يه عکس از آقا فيتي خوشگل

يه قفس بزرگ هم خريدم براش تا بتونه آزاد تر و راحت تر باشه . سقف قفسي که خريدم باز ميشه . يه چوب بالاش قرار ميگيره که ميگن کاسکو بايد در هفته دو بار بره بالاي قفس و رو اون چوبه بشينه تا احساس خوبي داشته باشه . اينم عکس دوم :

اين عکسو رو گذاشتم قابل توجه صادق و ابراهيم !!
تو پستاي بعدي عکساي بيشتري از فيتي ميزارم