جستجو در وبلاگ:

روزنوشت هاي حاج عماد

6

۱۸ شهريور ۱۳۸۹ - ۲۳:۳۱

● لينک‌های روزانه بايگانی
بلاگ اسپورتس ، وبلاگي صرفاً ورزشي
بيانيه سايت هواداران پرسپوليس
شماره هشتم نشريه ارتش سرخ منتشر شد
مقاله حاجيت در مورد بوشهر !
ويژه نامه نوروزي 7 سنگ منتشر شد

وبلاگر هاي رفيق رفقا
◊امين دشتي
ابوذر صغيري
گندمين
ناکو
فرزاد دشتي
امين
حسين زيارتي
افشين
ابرام شاطر !
آقا اسماعيل
پويا دريادل
مهستا
شکوفه ياس
پريا حميدي
رويو از بلاد کفار !
فرخ
ابريمو فرام دير سيتي
حسين فخرايي
آسمان کبود
مرمر
نازي
فريد يوسفي
علي هوشمند
بابک شاکر
اشک و لبخند
تل عاشقون
انيس
در جدال با خاموشي
زلال پرست
◊ شبگرد تنها
دختر گل
صدف دريا


بقيه رفقا
گندمزار
◊ ياشا آنلاين
◊ حاج اسير
◊ نصرالله سکرتر
◊ هدي
◊ نويد خادم
◊ لات جوانمرد
◊ حديث دل بردگي
◊ سعيد ملواني
◊ اسي اونلي رد
◊ بهزاد بيگلربگيان
◊ آيدين
◊ ممد کيسه

● لينک‌های ورودی

آمار بازديدکنندگان
امروز: ۶۳ بازديد
ديروز: ۶۵ بازديد
اين ماه: ۱۲۰۳ بازديد
از ابتدا: ۷۳۷۵۸۷ بازديد

۲۶ آبان ۱۳۸۴ .
چاقي و لاغري در يک ماه ! . عمومي

در راستاي اينکه بنده هفته گذشته يکي از وبلاگ نويسان همشهري را در دانشگاه ديدم ، و ديدم که جز پوست استخوان ، هيچ چيز ديگري نبود و کاملاً هم مشخص بود که ماه رمضون حسابي بهش ساخته ، و باز هم در همان راستا که يکي ديگر وبلاگ نويسان ما ، مثل آدماي مرفه بي درد و غم ، ماهي 10 کيلو گرم به وزنش اضافه مي شه و از آنجايي که همه از بنده به عنوان کارشناس تغذيه و رژيم چاقي و لاغري ياد مي کنند ، و باز هم از آنجاييکه ما وجدان درد مي گيريم از اين همه اختلاف طبقاتي - رژيمي بين بروبچس وبلاگ نويس بوشهر ، وظيفه خود دانستيم که کمي در مورد نحوه چاق شدن و لاغر شدن ، مطلب بنويسيم .
واضح و مبرهن است که اين مطلب بار بسيار سنگين علمي دارد بر منکرش لعنت ! باشد که اين نوشته ها مورد عمل قرار گيرد انشالله !

*  چگونه لاغر شويم ؟! ( ابوذر خوب گوش کن ! )

1 - شما ابتدا بايد به جلوي آينه رفته و خود را در حالت نيمرخ برآمدگي هاي اندامتان را تماشا کنيد . اگر غصه خورديد ، خوب به توصيه هاي بعدي توجه کنين اگر غصه نخورديد و تازه حال هم کرديد ، که  خوب بيخود کرديد بايد باز هم توجه کنين !

2 - چيزي در حدود 10 دقيقه مانده به وعده غذايي ، دو ليوان آب ميل مي کنيد . اين مصرف آب باعث مي شود که بر خلاف ميل باطنيتان ، غذا کم بخوريد ! و با اين حرکت در اصل شکم خودتان را گول زده ايد و اين خيلي خوب بود .

3 - در موقع خوردن غذا اصلاً صحبت نکنيد و تمام حواستان معطوف به غذاتون باشه . تجربه نشان داده است که اگر در هنگام غذا خوردن ، صحبت کنيد مثلاً باخانمتون و هحواستان به غذا نباشد ، يهو بعد از 20 دقيقه ميبيني 3 بشقاب کوفت کردين و تازه در صدد کشيدن بشقاب چهارم هستيد !

4 - ورزش کنيد هرچند که عمراً آدماي چاق ورزش نمي کنن !

5 - سالاد بخورين در حد مرگ . جواب مي ده اساسي ... حتماً از ادويه سالاد گالينا بلانکا و روغن زيتون و سرکه سيب به طور همزمان استفاده کنيد . اگر هم سس مايونز مهرام هم استفاده مي کنيد ، حتماً کم چرب باشه .

* چگونه چاق شويم ؟ ( قابل توجه حسينو استخووني ! )

1 -  هر وعده غذاييتان را تا ميتوانيد کش دهيد ! مثلاً حتي شده يک ساعت پشت ميز بشينيد و غذا کوفت کنيد . در هنگام غذا خوردن هم حتي الامکان آب نخورين . به قول شاعر :
رهرو آن نيست که گه تند و گهي خسته رود ... رهرو آنست که آهسته و پيوسته کوفت کند  

2 - همزمان با خوردن غذا ، فيلم نگاه کنيد ! البته فيلماي ناجور و خلاف شئونات اسلامي نباشه چون به کلي غذا رو فراموش مي کنيد و همون ني قلياني خواهيد ماند که بوديد !

3 -  تا حد مرگ بخوريد . به بشقاب سوم که رسيديد  باز هم به خود تلقين کنيد که مي توانيد ! بله شما مي توانيد . کارد تو اون شکمت بخوره تو مي توني ...

4 - متاهل شويد ! زيرا احتمالاً همسرتان ، به اندازه 4 نفر غذا درست مي کنه و شما مجبورين غذا رو کامل بخورين تا خداي نکرده کفران نعمت نشود و خدا سوکستان نکند .

۵ - وعده هاي غذاييتان را زياد کنيد . مثلاً عصر ها را از دست ندهيد ! مهم ترين وعده غذايي که اکثر مردم فراوش مي کنن عصر مي باشد . در ضمن سعي کنيد دائم در حال چنچنه يا همون شکم روني مستمر باشيد .

۶ - در آخر اينکه مي توانيد تمامي موارد مربوط به چاق شدن را رعايت نکنيد و عکسش رو انجام بدين .

نکته مهم اينکه اين رژيم خيلي خرکي مي باشد و وقتي که خدا بخواد چاق شديد ، ديگه قابل کنترل نمي باشد و همينطور چاق ميشين و چاق ميشين تا بترکين !
باشد که هم لاغر شويد هم چاق شويد ! دو وبلاگ نويس مذکور هم يک ماه فرصت دارند که به وضعيت نا بهنجار خودشون رسيدگي کنند !!

اگر هم سوالي داريد ، مي توانيد در قسمت نظرات بپرسید من جواب ميدم ...

 

نظرات و پرسش ها ! (۵۶) ساعت ۱۸:۴۴ لينک
۰۹ آبان ۱۳۸۴ .
تولدش مبارک ! بزن به افتخارش ... . عمومي

ميگفتن که اين حاج خانوم ما ساعت ۲ بعد از ظهر روز ۸ آبان به دنيا اومده . آقا ما هم ساعت موبايلمون رو گذاشتيم سر ساعت يک و پنجاه و نه دقيقه ظهر که آلارم بده و ونگ ونگ کنه و به ما اطلاع بده که زنگ بزنيم حاج خانوم و تريپ عشقولانه هيجانکي ، بهش تولدش رو تبريک بگيم .
ساعت ۲ شد ... از کلاس محاسبات اومديم بيرون ، با اشتياق شماره حاج خانوم رو گرفتيم ، يهو از موبايلمون يه صداي ضعيفه در اومد با اين عنوان : (( برقراري ارتباط براي شما مقدور نمي باشد ! the outgoing calls Barred !!! ))  ... آقا موبايلمون به علت بدهي قطع شده بود ! فحش خوار و مادر بود که توسط بنده به مخابرات و تمامي کارمنداش حواله شد . آقا نقشه مون نگرفت . تريپ سه شد ... بي شرفا پايان وقت اداري هم قطع مي کنن تا ملت فرصت نداشته باشن موبايلشون رو وصل کنن . مملکت که بي صاحاب باشه ، همين ميشه ديگه !

اين اولين سالي بود که روز تولد حاج خانوم در کنارش هستم . چه خوب بود ... حاج خانوم تولدت مبارک

نظرات (۲۴) ساعت ۰۰:۱۷ لينک
۰۳ آبان ۱۳۸۴ .
انرژي هسته اي حق مسلم ماست !! . عمومي

سلام دوستان !
بعد از مدت ها اومديم يه دستي به سر و گوش اين وبلاگ بکشيم و از اين رکود و دلمردگي درش بياريم و دوباره روال گذشته رو ادامه بديم به لطف يزدان و  بچه ها !
خوب دو ماه پيش و در پست قبلي چشم انتظار حاج خانوم بوديم که از سفر برگردن که برگشتن ! کله پاچه رو هم به افتخار برگشتنشون زديم بالا به سلامتي ديوار که هر مرد و نامردي بهش تکيه ميکنن و به سلامتي کرم خاکي نه به خاطر کرم بودنش که به خاطر خاکي بودنش و به سلامتي گاو که نگفت من ، گفت ما !
اين امين آشخور سرباز هتلي ، فرت و فرت مثل وبلاگ نويسايي که تازه شروع کردن و سراسر شور و هيجان مقطعي هستن ، وبلاگ درپيتش رو آپ ديت ميکنه ما هم گفتيم بنويسيم يه چيزي تا از اين آشخور جماعت حداقل عقب نيفتيم .
البته انگيزه ديگه اي هم بود . آقا امروز بعد از تعطيلي کلاس دانشگامون تمرگيده بوديم رو يکي از اين نيمکتاي قشنگ دانشگاه آزاد بلانسبت زبونم لال اسلامي مون نشسته بوديم ، يهو ديديم يه آقاي هيکل ورزشکاري در حد تيم ملي ، خوش تيپ خوش پوش ، ريش و محاسن در حد بن لادن ، عينک تريپ عرفاني با نگاه هاي تند و غضبناک که گويي  100 ميليون تومن باباشو خورده بودم ، حالا اومده پس بگيره از من ، اومد جلومون و گفت : آقا عماد ؟
ما هم که تصور جالبي از اون ظاهر خوفناک نداشتيم ، تو دلمون گفتيم آي نامردا لومون دادن !!
بعد گفت : عکستونو تو وبلاگتون ديده بودم . مرتباً وبلاگ شما رو ميخونم ، البته چند وقتي هست که متاسفانه وبلاگ شما رو مطالعه نکرده ام ... ما رو ميگي کلي به خودمون اميدوار شديم ! ... خلاصه اينکه ما هم تصميم گرفتيم روال وبلاگ نويسي رو دوباره شروع کنيم ! جالب بود نه ؟!

آقا دور از جون شما ، چن وقت پيش يکي از فاميل هاي دورمون فوت کرده بود و تصميم گرفتيم براي مراسم اي خدا بيامرز ، بريم شيراز . تو مسجد نشسته بوديم و براي شادي روح اون مرحوم يه چن آيه اي قرآن ميخونديم ، يهو يه آخونده اومد شروع کرد صحبت کردن . قرآن رو بستيم و گوش فر داديم به نطق حاج آقا .
خوب بعد از بسم الله ، يک راست شروع کردن در مورد انرژي هسته اي ! اينکه انرژي هسته اي حق ماست . آمريکا به اونجاي عمه اش خنديده که بخواد جلوي ما رو بگيره ! ما عشقمون ميکشه UFT6  رو به UFC4 تبديل ميکنيم !! اونا متخصص هاي اتميشون دائم الخمر و عرق خور و تارک الصلات هستن و علمشون به درد همون جاي عمشون ميخوره ! اما متخصص هاي ما همه عالم و متدين هستند و آمريکا هم اونجاش بسوزه !
حاج آقا در ادامه فرمودند که شما مردم بايد اسم بچه هاتون رو علي بزارين جميعاً . اگر سه تا پسر داشتين بايد بزاري علي اکبر و علي اوسط و علي اصغر . همشون رو هم بايد از همون بچگي عالم بار بياريد و بهشون انرژي هسته اي ياد بدين چون حق ماست !!!
خوب حالا تصور کنيد مجلس ختم اون بنده خداس ، اين حاج آقا هم فقط و فقط در مورد انرژي هسته اي حرف ميزنن . من که نفهميدم ربطشون تو چي بود ! شما اگه فهميدين به منم بگين

اوضاع پرسپوليس هم به لطف شارلاتان بازي هاي علي دنبه ، قمر در عقرب هست . مرتيکه نفهم بازيکناش بلد نيستن دو تا پاس سالم بدن ، بعد ميگه تيم مشکل مالي داره ! بعد از اين همه سال نفهميده که لازمه اصلي و فاکتور مهم قهرماني ، داشتن يه مربي با دانش و قويه . بعد رفته اون ناصر ابراهيمي چس فيل رو کرده مربي تيم که تاکتيکاي زمان جواني عمه مکرمه اش رو به تيم تزريق کنه ! بازيکن بدبخت خوب گوه گيجه ميگيره ديگه ! چرا ؟ چون آقاي ابراهيمي تنها کسي هست تو فوتبال اين مملکت که پاچه هاي علي دنبه رو ميخوارونه و بله قربان مي کنه . اين جناب علي دنبه همينو ميخواد ! فکر ميکنه اگر يه مربي درست و حسابي تو تيمش بياره ، موقعيتش متزلزل ميشه ! بايد هم نگران بشه چون چيز خاصي براي پرسپوليس نداره ديگه .
در کل حال کردم هوادارا با سنگ زدن تو سرش و تو بازي قبلي بهش فحش دادن ! تا اين آقا بفهمه ديگه دوران سلطان بازي سر اومده ! ... پروين حيا کن پرسپوليسو رها کن !!

 پ ن : وبلاگ اين فرزاد ، دانشجو پروازي اين مملکت ، به روز شد !

نظرات (۲۶) ساعت ۰۰:۲۳ لينک
<< صفحه بعدی صفحه قبلی >>
● موضوعات
ورزشي
عمومي

بايگانی
تير ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
فروردين ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
تير ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
ارديبهشت ۱۳۸۷
فروردين ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آذر ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهريور ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
تير ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
ارديبهشت ۱۳۸۶
فروردين ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
آبان ۱۳۸۵
مهر ۱۳۸۵
شهريور ۱۳۸۵
مرداد ۱۳۸۵
تير ۱۳۸۵
خرداد ۱۳۸۵
ارديبهشت ۱۳۸۵
فروردين ۱۳۸۵
اسفند ۱۳۸۴
بهمن ۱۳۸۴
دی ۱۳۸۴
آذر ۱۳۸۴
آبان ۱۳۸۴
شهريور ۱۳۸۴
مرداد ۱۳۸۴
تير ۱۳۸۴
خرداد ۱۳۸۴
ارديبهشت ۱۳۸۴
فروردين ۱۳۸۴
اسفند ۱۳۸۳
بهمن ۱۳۸۳
آذر ۱۳۸۳
آبان ۱۳۸۳
مهر ۱۳۸۳
شهريور ۱۳۸۳
مرداد ۱۳۸۳
تير ۱۳۸۳
خرداد ۱۳۸۳
ارديبهشت ۱۳۸۳
فروردين ۱۳۸۳
اسفند ۱۳۸۲
بهمن ۱۳۸۲

برو به تاريخ:



صفحات
۱

زندگي نامه

عماد دشتي ... کارمند شرکت خليج هميشه فارس آنلاين همين !

 

ارتباط
برای تماس با نويسنده:

نام:

ايميل
وب‌سايت:
موضوع:
متن نامه:
© Copyright weblog 2003